دكتر محمد مهدي گرجيان

134

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

نشانه عدم تدبير حكيمانه براي جهان پنداشته اند ودر دره كفر والحاد ، فرو غلطيده اند . وبه همين دليل است كه حكماى الهى ، عنايت خاص به مسألة خير وشر ، مبذول داشته اند وشرور را به جهان عدمي برگردانده اند . براي حل اين مسألة ، لازم است نخست توضيحي پيرامون مفهوم عرفى خير وشر بدهيم وسپس به تحليل فلسفي آنها بپردازيم . مفهوم خير وشر جناب أستاذ مصباح يزدى در اين رابطه مىنويسد : ( براي دريافتن معناى خير وشر در محاورات عرفى ، مى توان از دقت در ويژگيهاى مشترك ميان مصاديق واضح آنها سود جست ، مثلا سلامتى وعلم وامنيت از مصاديق واضح خير ، وبيمارى وجهل ونا امنى از مصاديق واضح شر به شمار مى رود . بدون شك آنچه موجب اين مى شود كه انسان چيزى را براي خودش خير يا شر بداند ، مطلوبيت وعدم مطلوبيت است ، يعنى هر چه را موافق خواسته هاى فطرى خودش يافت آن را خير ، وهر چه را مخالف با خواسته هاى فطريش يافت ، آن را شر مىنامد . به ديگر سخن براي انتزاع مفهوم خير وشر ، در وهله أول ، مقايسه اى بين رغبت خودش با أشياء انجام مى دهد وهر جا رابطه مثبت وجود داشت ، آن شئ را خير وهر جا رابطه منفى بود ، آن شئ را شر به حساب مى آورد . در وهله دوم ، ويژگى انسان از يك طرف اضافه ومقايسه ، حذف مى شود ورابطه بين هر موجود ذي شعور وصاحب ميل ورغبتي با أشياء ديگر ، لحاظ مى گردد وبدين ترتيب ، ( خير ) مساوى بامطلوب براي هر موجود ذي شعور ، و ( شر ) مساوى با نامطلوب براي هر موجود ذي شعوري خواهد بود . در اينجا اشكالى پيش مى آيد ، وآن اين است كه گاهى چيزى براي يك نوع از